سلام من رویام ، 24سالمه . ماجرای سکس من ازسفرمون به شهر مشهد شروع میشه . اصلا دوست نداشتم بنویسم ولی با خوندن چند تا از این داستانها که بعضیاش خوب بودن و بعضیام تخیلی گفتم منم بنویسم تا اظهار نظر هارو ارزیابی کنم.
من 19 سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس اول تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی از اداراته وتویکی از هتل های بی ستاره نزدیک حرم که از قبل رزرو شده بود ساکن شدیم. وای نمی دونید چقدر مشهد تو اون فصل شلوغه . منم خیلی دلم میخواست بریم خرید و تفریح ولی بابام ومامانم همش میخواستن برن حرم. البته منم چند باری باهاشون رفتم ولی یه بار از بابام اجازه گرفتم که تنها برم بازاررضا . من خیلی از محیط های شلوغ اونجوری خوشم میومد.
داشتم مغازه ها رونگاه میکردم که یه هو تواون شلوغی احساس کردم یکی بهم نزدیک شد ودستشو از پشت به من زد اما خیلی آروم این کارو کرد. من خیلی ترسیدم وبه خودم اومدم به خاطر همین زود رفتم تو یه مغازه ومشغول خریدن مهروسجاده شدم که اون مزاحمم بره . یه دفعه دیدم کنارمه ویواش دوباره خودشو به سمت من کج کرده وداره خودشو به من میماله البته به هوای دیدن ویترین مغازه، من هم خیلی ترسیده بودم واونم فهمیده بود که من خیلی ترسو هستم خلاصه دردسرتون ندم من تاخودموبه هتل رسوندم سه چهارمرتبه دیگه اذیتم کرد، بار آخرش که نزدیک هتل بودم یه دفعه احساس کردم دستشو چنان کرد لای پام که از ترس پریدم وبرگشتم یه نگاهی بهش کردم ،از ترس رنگم کاملا پریده بود همین که نگاش کردم با پررویی کامل گفت: جونننننننم. شهوتش میخواست چشاشو بترکونه.
واردهتل که شدم رفتم تواتاقم و یه لیوان آب خوردم وپریدم روتختم. داشتم بهش فکرمیکردم که دستمو گذاشته بودم روی کونم ودیدم دارم خودمومیمالم..
برای اولین بار داشتم باخودم حال میکردم. یواش یواش احساس کردم باید باخودم بیشترحال کنم ، لباسامو کامل درآوردم حسابی یه حالی باخودم کردم.....
فردا صبح موقع نماز مامان وبابا که طبق معمول رفتند نماز ،من خواب بودم دیدم در اتاقمون دارن درمیزنن، فکر کردم مامان یا باباس، خواب آلوده پاشدم رفتم درو باز کردم وسریع برگشتم .نمیدونید ازبس گیج بودم واقعا نیگاه نکردم دررو اسه کی دارم باز میکنم.
اومدم مثله یه جنازه افتادم روتخت که به جای مامان وبابا اون پسره بود( نگو نامرد کارمند همون هتل بوده واز اول منوزیر نظر داشته) به خصوصیات مظلوم وساکت بودنم هم پی برده بود.. یه دفعه دیدم اونم اومد روتختم، برگشتم ، وقتی دیدم اونه داشتم از ترس میمردم، نفسم داشت بند میومد، اونم مدام منودعوت به آرامش میکرد ومیگفت باهات کاری ندارم ، دست وپام به لرز اومده بودو هیچی نمیفهمیدم. یواش گفتم برو تو رو خدا میگفت باشه الان میرم فقط توآروم باش.. یکم آرومم کرد بعدشم آرومکی منو کرد.
دیدم یواش یواش داره منو بغل میکنه واومد ازم لب گرفت وگردنمو داره میخوره وسینمو بادستاش گرفته بود،م داشت حالم عوض میشد ولی نگرانم بودم،من باشلوارک وتاپ بودم که درآوردنش واسش کاری نداشت. منم اصلا مقاومت نمیکردم فقط بش التماس میکردم که زود منو ول کنه ... بهم گفت دختری؟ معلومم بود که دخترم خودشم میدونست ولی نمیدونم چرا پرسید. گفتم آره گفت پس اگه بهم ضد حال نزنی منم هوای همه چیزو دارم.
شلوارکمو تانصفه درآورد ، دستشو کرد لای دوتا پام، منوچرخوند ، برگشتم سریع اومد بالام. من واسه اولین باربود که داشتم سکس میکردم اونم بازور .
ابتدای کیرشو گذاشت روی سوراخم که منم حالی به حال شده بودم وباخودم گفتم اگه کسی هم بیاد بالاخره من که مقصر نیستم این بازور اومده. یکم کیرشو فشارداد از دردی که بهم وارد شد ناخودآگاه دستموبردم پشتم کیرشو گرفتم ، مثله یه دسته هاونگ سفت بود خودمو به تخت فشار دادم که کمتر کیرش بره تو . اونم گردنمو اونقدر میخورد که از گردنم تا بالای کونم خیس شده بود مثله اینکه یه بطری آب ریخته بود روم وقتی فهمید خیلی دردم میاد کیرشو گرفت تودستشو گفت زود بخورش، آورده بود جلودهنم منم امرشو اطاعت کردم یکم خوردمش اونم سینمو میمالیدواز جایی که من بادندونام ناشیانه کیرشو میخوردم بعد از یکئ دودقیقه از دهنم درآورد گفت بخواب ، خودمم حسابی حال کرده بودم خوابیدم اومدروم شروع کردبه مالوندن وخوردن من ،سرشو از گردنم آورد روسینه هام حسابی مک میزد، بعد اومد رو کسم وشروع کرد به خوردنش دیگه صدام یواش یواش داشت در میومدوآه وناله میکردم اونم فقط میگفت جوووووونم عجب کس وکونی داری عزیزم. تو یه چش بهم زدن دوباره منو چرخوندوشروع به خوردن کونم کرد وقتی داشت کونم رو میخورد دیگه تو فکر هیچی نبودم جز سکس .
کیرشوگذاشت روی کونم یکم دیگه هم باآب دهنش خیس کرد ویواش یواش کرد تو. شروع کرد عقب جلو کردن . یه درد توام با حال رو داشتم تجربه میکردم. هر دفعه که کیرشو عقب جلو میکرد سینه هاموبیشتر فشار میدادومیمالید تا اینکه دیدم همزمان هم داره به سرعت عقب جلو میکنه وهم سینه هاموحسابی میماله وهم گردنمو محکم داره مک میزنه ، میگفت: عجب کون سفیدی، جاااااان. صداش کاملا دورگه بود وداشت ارضا میشد که کیرشو از کونم درآورد دوباره آورد جلودهنم گفت بجُم دیگه بخورش . اومدم بخورم گفت تخمام آروم بخور ، داشتم تخماشو نوش جان میکردم گفت دستتو بیار بالا(جلودهنش) دستم بردم تُف کرد تودستم گفت کیرمو بمال. منم انجام وظیفه میکردم بعدش جاشونو عوض فرمودندو گفتند خب حالا کیرموبخور ، تخمامو بمال، خودشم شروع به مالیدن سینه هام کردودستشو از روی پشتم برد تا روی کونم ویواش دوتا از انگشتاشو فشار داد توکونم ، هینجور که کونمو با انگشتاش داشت سرویس میکرد منو چرخوندو بادست دیگش تا نصفه انگشتش کرد تو جلوم. دوباره ترسیدم زود فهمید گفت نگران نباش مواظب همه چی هستم .
پنج دقیقه با کس وکونم حال کرد وبعدشم دوباره کیرشو به هردوشون مالید ودوباره هوس کون فرمود. کیرشو چنان تا ته میکردتوکونم که تخماش قشنگ دم کونم رو نوازش میکرد.خیلی حال کرده بودم ودیگه نمیخواستم ولم کنه که یهو چنان کشید بیرون که میخواستم مثله یه جوراب که دستتو میکنی توش وراسته یا چپ میکنیش ،داشتم چپه میشدم همه آبشو خالی کرد روپشتم و اولین باری بود که ارضا شدن یه مرد رو دیدم بعدشم یه بوسم کردو زود خودشو جمع وجور کرد و رفت....
من از این قضیه به هیچ کس ،هیچ وقت وهیچ چی نگفتم... ولی تا سه روز دیگه که مشهد بودیم هرصبح از مامان و بابا زود تر پا میشدم ومیرفتم باهاشون حرم ودیگه اونو ندیدم ، الان فکر میکنم خیلی دلم واسش تنگ شده....
ببخشید خیلی پرحرفی کردم، موفق باشید ...
من 19 سالم بود وسال 85بعداز تعطیلی مدارس اول تیرماه با خونواده رفتیم مشهد. بابای من کارمند یکی از اداراته وتویکی از هتل های بی ستاره نزدیک حرم که از قبل رزرو شده بود ساکن شدیم. وای نمی دونید چقدر مشهد تو اون فصل شلوغه . منم خیلی دلم میخواست بریم خرید و تفریح ولی بابام ومامانم همش میخواستن برن حرم. البته منم چند باری باهاشون رفتم ولی یه بار از بابام اجازه گرفتم که تنها برم بازاررضا . من خیلی از محیط های شلوغ اونجوری خوشم میومد.
داشتم مغازه ها رونگاه میکردم که یه هو تواون شلوغی احساس کردم یکی بهم نزدیک شد ودستشو از پشت به من زد اما خیلی آروم این کارو کرد. من خیلی ترسیدم وبه خودم اومدم به خاطر همین زود رفتم تو یه مغازه ومشغول خریدن مهروسجاده شدم که اون مزاحمم بره . یه دفعه دیدم کنارمه ویواش دوباره خودشو به سمت من کج کرده وداره خودشو به من میماله البته به هوای دیدن ویترین مغازه، من هم خیلی ترسیده بودم واونم فهمیده بود که من خیلی ترسو هستم خلاصه دردسرتون ندم من تاخودموبه هتل رسوندم سه چهارمرتبه دیگه اذیتم کرد، بار آخرش که نزدیک هتل بودم یه دفعه احساس کردم دستشو چنان کرد لای پام که از ترس پریدم وبرگشتم یه نگاهی بهش کردم ،از ترس رنگم کاملا پریده بود همین که نگاش کردم با پررویی کامل گفت: جونننننننم. شهوتش میخواست چشاشو بترکونه.
واردهتل که شدم رفتم تواتاقم و یه لیوان آب خوردم وپریدم روتختم. داشتم بهش فکرمیکردم که دستمو گذاشته بودم روی کونم ودیدم دارم خودمومیمالم..
برای اولین بار داشتم باخودم حال میکردم. یواش یواش احساس کردم باید باخودم بیشترحال کنم ، لباسامو کامل درآوردم حسابی یه حالی باخودم کردم.....
فردا صبح موقع نماز مامان وبابا که طبق معمول رفتند نماز ،من خواب بودم دیدم در اتاقمون دارن درمیزنن، فکر کردم مامان یا باباس، خواب آلوده پاشدم رفتم درو باز کردم وسریع برگشتم .نمیدونید ازبس گیج بودم واقعا نیگاه نکردم دررو اسه کی دارم باز میکنم.
اومدم مثله یه جنازه افتادم روتخت که به جای مامان وبابا اون پسره بود( نگو نامرد کارمند همون هتل بوده واز اول منوزیر نظر داشته) به خصوصیات مظلوم وساکت بودنم هم پی برده بود.. یه دفعه دیدم اونم اومد روتختم، برگشتم ، وقتی دیدم اونه داشتم از ترس میمردم، نفسم داشت بند میومد، اونم مدام منودعوت به آرامش میکرد ومیگفت باهات کاری ندارم ، دست وپام به لرز اومده بودو هیچی نمیفهمیدم. یواش گفتم برو تو رو خدا میگفت باشه الان میرم فقط توآروم باش.. یکم آرومم کرد بعدشم آرومکی منو کرد.
دیدم یواش یواش داره منو بغل میکنه واومد ازم لب گرفت وگردنمو داره میخوره وسینمو بادستاش گرفته بود،م داشت حالم عوض میشد ولی نگرانم بودم،من باشلوارک وتاپ بودم که درآوردنش واسش کاری نداشت. منم اصلا مقاومت نمیکردم فقط بش التماس میکردم که زود منو ول کنه ... بهم گفت دختری؟ معلومم بود که دخترم خودشم میدونست ولی نمیدونم چرا پرسید. گفتم آره گفت پس اگه بهم ضد حال نزنی منم هوای همه چیزو دارم.
شلوارکمو تانصفه درآورد ، دستشو کرد لای دوتا پام، منوچرخوند ، برگشتم سریع اومد بالام. من واسه اولین باربود که داشتم سکس میکردم اونم بازور .
ابتدای کیرشو گذاشت روی سوراخم که منم حالی به حال شده بودم وباخودم گفتم اگه کسی هم بیاد بالاخره من که مقصر نیستم این بازور اومده. یکم کیرشو فشارداد از دردی که بهم وارد شد ناخودآگاه دستموبردم پشتم کیرشو گرفتم ، مثله یه دسته هاونگ سفت بود خودمو به تخت فشار دادم که کمتر کیرش بره تو . اونم گردنمو اونقدر میخورد که از گردنم تا بالای کونم خیس شده بود مثله اینکه یه بطری آب ریخته بود روم وقتی فهمید خیلی دردم میاد کیرشو گرفت تودستشو گفت زود بخورش، آورده بود جلودهنم منم امرشو اطاعت کردم یکم خوردمش اونم سینمو میمالیدواز جایی که من بادندونام ناشیانه کیرشو میخوردم بعد از یکئ دودقیقه از دهنم درآورد گفت بخواب ، خودمم حسابی حال کرده بودم خوابیدم اومدروم شروع کردبه مالوندن وخوردن من ،سرشو از گردنم آورد روسینه هام حسابی مک میزد، بعد اومد رو کسم وشروع کرد به خوردنش دیگه صدام یواش یواش داشت در میومدوآه وناله میکردم اونم فقط میگفت جوووووونم عجب کس وکونی داری عزیزم. تو یه چش بهم زدن دوباره منو چرخوندوشروع به خوردن کونم کرد وقتی داشت کونم رو میخورد دیگه تو فکر هیچی نبودم جز سکس .
کیرشوگذاشت روی کونم یکم دیگه هم باآب دهنش خیس کرد ویواش یواش کرد تو. شروع کرد عقب جلو کردن . یه درد توام با حال رو داشتم تجربه میکردم. هر دفعه که کیرشو عقب جلو میکرد سینه هاموبیشتر فشار میدادومیمالید تا اینکه دیدم همزمان هم داره به سرعت عقب جلو میکنه وهم سینه هاموحسابی میماله وهم گردنمو محکم داره مک میزنه ، میگفت: عجب کون سفیدی، جاااااان. صداش کاملا دورگه بود وداشت ارضا میشد که کیرشو از کونم درآورد دوباره آورد جلودهنم گفت بجُم دیگه بخورش . اومدم بخورم گفت تخمام آروم بخور ، داشتم تخماشو نوش جان میکردم گفت دستتو بیار بالا(جلودهنش) دستم بردم تُف کرد تودستم گفت کیرمو بمال. منم انجام وظیفه میکردم بعدش جاشونو عوض فرمودندو گفتند خب حالا کیرموبخور ، تخمامو بمال، خودشم شروع به مالیدن سینه هام کردودستشو از روی پشتم برد تا روی کونم ویواش دوتا از انگشتاشو فشار داد توکونم ، هینجور که کونمو با انگشتاش داشت سرویس میکرد منو چرخوندو بادست دیگش تا نصفه انگشتش کرد تو جلوم. دوباره ترسیدم زود فهمید گفت نگران نباش مواظب همه چی هستم .
پنج دقیقه با کس وکونم حال کرد وبعدشم دوباره کیرشو به هردوشون مالید ودوباره هوس کون فرمود. کیرشو چنان تا ته میکردتوکونم که تخماش قشنگ دم کونم رو نوازش میکرد.خیلی حال کرده بودم ودیگه نمیخواستم ولم کنه که یهو چنان کشید بیرون که میخواستم مثله یه جوراب که دستتو میکنی توش وراسته یا چپ میکنیش ،داشتم چپه میشدم همه آبشو خالی کرد روپشتم و اولین باری بود که ارضا شدن یه مرد رو دیدم بعدشم یه بوسم کردو زود خودشو جمع وجور کرد و رفت....
من از این قضیه به هیچ کس ،هیچ وقت وهیچ چی نگفتم... ولی تا سه روز دیگه که مشهد بودیم هرصبح از مامان و بابا زود تر پا میشدم ومیرفتم باهاشون حرم ودیگه اونو ندیدم ، الان فکر میکنم خیلی دلم واسش تنگ شده....
ببخشید خیلی پرحرفی کردم، موفق باشید ...
سلام رویا جان...
پاسخحذفاگه جسارت نمیشه باید بگم داستانتون شاید یه جوارایی براتون اتفاق افتاده باشه،ولی اکثرش تخیلات شماست.چون شما اونو با تمام جزئیات و مو به مو تعریف کردی، درحالی که قبلش گفتی اولین بارت بوده، به زور بوده و ترسیده بود. خب آدمی که میترسه تقریبا توی یه شوک عمیقه ... پس طبیعتا نباید این جزئیاتی که تو گفتی رو یادش بمونه ... شایدم واقعا یادت مونده .... به هرحال مرسی از داستانت... مو که سهله، همه چیز آدمو راست کرد...
نیما از کرمان
این کس شعرا رو برای مادرت بنویس کسکش
پاسخحذفsalam roia jan az dastanet khosham homad
پاسخحذفsalam roia jan az dastanet khosham homad
پاسخحذفسلام من خودم یکی از همون هتلهای بی ستاره دارم بهتر بگم اجاره کردم نعمت کس انقدر زیاده که احتیاجی به زور نیست فقط بگم من دوست دارم طرف مقابل با رضایت بیاد بده البته یکبار من کس یکنفر رو کردم اونم با کش رفتن پولام کونم گذاشت که هنوز یادم میاد دردم میاد.
پاسخحذفمهدی از مشهد
enigma_eni2@yahoo.com
khob bood faghat shomare manam yek zang bezan be mana yek hali bede 09381895019
پاسخحذفمن مشهدم ، هر وقت اومدی مشهد بهم پی ام بده ، کیر کلفت و دراز و بحالی دارم ، حداقل تو یک مرحله تا 7 بار ارضات می کنم
پاسخحذفایمیل من : sjrxxx99@yahoo.com
خوب بود
پاسخحذفچه کس شعرای بهم میبافیت
پاسخحذفچه کس شعرای بهم میبافیت
پاسخحذفkhak bar saretooon bi dino imana
پاسخحذفبه مامیگی بی دین بی ایمان خودت ساعت 4صبح اینجا چکار کردی خودت چرا سرچ کردی سکس
پاسخحذفکیرم تو مغزت کله تخمی با این کوسشعر نوشتنت.کیرم تو کوس آبجیت
پاسخحذفمتاسفم برات
پاسخحذفس فیلم های پورنو داستانهای سکسی در سکسی سکس www.seksisex.blogspot.com
پاسخحذفمرا راهم بی ثمر نذارید jafargharedaghi@ymail.com
پاسخحذفزیارتت قبول باشد کونده خانم
پاسخحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذفbadak nabod
پاسخحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذفهیچ تجربه سکسی نداشتی به همین راحتی تا دسته خوردی دسته خروفکر میکنم باید داستان ها رو دسته بندی کرد تا انقدر وقت صرف خوندن تخیلات یا کس شعر های من داراوردی نشه قرار نیست هرچی دوست داری برات اتفاق بیافته یا کسی گفته رو بیاری تو سایت فکر کردی تو سایت از کیر وکس کون نوشته میشه هرکس رسید باید بنویسه نه اینو به همه میگم لطفا متن رو چند بار بخونید و از دوستانی که در این زمینه دسیتی به قلم دارند کمک بگیرید تا همه لذت ببرن نه وقتشون گرفته بشه بای
پاسخحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذفخاک بر سرهمتون .
پاسخحذفدمتون گرم دنیای باحالی دارین کله کیریا
پاسخحذفبه منم کووووووووووووس
پاسخحذفتوکس اول آخرت خندیدی تو که پسری اینقدر زرزر نکن توهم زدی بچه کونی
پاسخحذفانقد كس كس ميكني يه كس بيار بزنيم.
پاسخحذفزنداني در جهنم.
سلام رویاجووووووووووووووووووون عالی بود که میای مشهدباز یک سری هم به مابزنی
پاسخحذفsalam.roya..dastan.ajibi.dashti.
پاسخحذفkhelii kooondeeii roya jooon biiiya be manam bede man ba pesar daeeim miiyaym ye haliii behet midiim biiiya samte tooorghabe
پاسخحذفman migam ke pesari ama age dokhtari benazaram in tasavoratye ke ba ina khod erzayi mikoni roya
پاسخحذفKos nanat ba dastan ghoftanet
پاسخحذفکیرم تو چشمت رویا با نوشتن کس شعرات
پاسخحذفسلام نگین هستم 22 ساله خوشحال میشم برام فیلمای سکسی و خفن بفرستید فقط تو رو خدا با کیفیت باشه آخه من ماهواره ندارم ممنونم.
پاسخحذفnorinegin@ymail.com
سلام نگین
حذفخوش داشتی یه میل بهم بزن بشناسیم همدیگرو
kavehshiri@gmail.com
سلام رویا جان
پاسخحذفداستانت عالی بود
ممنون
منم میخوام برای اولین بار سکس کنم از یزد کسی پایه هست؟
msh_442@yahoo.com
اولا معلوم نیست تو که این کس شعر رو نوشتی پسری یا دختر یا هر حرومزاده دیگری. چرا با این چرت و پرت ها سر جوونای مردمو از راه به در میکنی فکر میکنی مثلا زرنگی پشت کامپیوتر نشستی چهار تا خط چرت و پرت نوشتی این کارا خیلی راحته ولی عواقب سختی داره میدونی روزانه چند تا جوون این کس شعرا رو می خونند. من نمی خوام بگم مثلا بچه مثبتم به خدا قسم خودمم این داستان ها رو زیاد خوندم ولی به جز ضرر هیچ چیز دیگه ای از این ها ندیدم. تو هر دینی داری حتی اگه کافرم باشی خیلی چیز ها رو با عقل خودت درک میکنی که چی ضرر داره یا چی سود داره. دلم میخواد خیلی حرفا رو بنویسم ولی ...
پاسخحذفامیدوارم دوستان گلم و حتی خود شما ااااااقای نویسنده حتی ده ثانیه در مورد حرفای من و عواقب کار و حتی اون دنیا فکر کنید حتی اگر کافرید... امیدوارم
سلام داستانت که عالی بوداگه دوباره اومدی مشهدمطمئن باش ازخجالتت درمیام البته اجباری نیست چون کس وکون اطرافم زیاده ولی توباداستانت منو متحول کردی09379897935امیر
پاسخحذفداستانای کس شعر کیرم تو هرچی دختره که همشون خوار کسه هستن فقط باید خواره دخترا بگای
پاسخحذفبرو خواهرو مادرت رو بگا مرتيكه ى كس كشه، بى ناموسه ،سيب زمينى بى رگ... كس كشه خواهرجنده
پاسخحذفاخه اینطور که میگی نیست دختر بعد بابات اینا نیومدن اون پسره چه بادلو جرات بود هی پسری این همه ریسک نمیپزیره تو نترسیدی یکی تورو تو اون وضعیت ببینه غیرممکن یه دختر اینقد بیخیال باشه
پاسخحذفداستانت تخیلی بیش نیس ولی اگه دوس داشتی میتونم به واقعیت تبدیلش کنم رویاااااای کونی......
پاسخحذفمن هم کیر دارم که کیف کنی هر وقت اومدی پیام بده
پاسخحذفواقعا همچین چیزی داریم مردم!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخحذفداستان خوندن بده تا میتونین بکنین اونم کون سفید وسیاه تنگ
پاسخحذفی سرس کس شر مردم ب ما میگن ک واقعا ادم باور میکنه برو کونتو بده رویا خانوم زیارت قبول
پاسخحذف9387795736 ز بزنین دهنشو سرویس کنین
پاسخحذفسلام رویا اگه حوس سکس کردی کافی یه زنگ بهم بزنی بهت یه حالی می دم که تا آخر عمرت چنین حالی رو نبری من اسمم رضا هست.
پاسخحذف09307125286
09122087957
قشنگ بود عزيزم .ولي خودت بهتر ميدوني واقعي نبود.واسه حرفم دليل دارم كه خيلي طولانيه اگه دوست داري بشنوي ميتوني با ايميلم در تماس باشي. قبلش بگم اصلا قصد مخ زني ندارم چون واقعا برام مهم نيستplumpy_stars_1983
پاسخحذفسلام رویا .اولا که من می دونم دختری ومثل بقیه نمیگم پسری.دوما حرفات همش کس شعروتوهم بود بااین تفاوت که اینا توهمهای یه دختر بیریخت زشت کیر ندیده است .اینم میودنم موقعی که این مزخرفاتو مینوشتی اول از همه خودت با نوشته هات ارزا شدی باخودت گفتی اگه میشد چی میشد /درآخرم تبریک میگم تو تخیلاتت دختر رفتی مشهد حاجیه خانوم برگشتی/زیارت قبول حاجیه خانوم کونی
پاسخحذفتابلو بود که همش تخیله اوسکولی بود
پاسخحذفکاملا تخیلی ممنون جنده خانوم
پاسخحذف